|
|
نوشته شده در جمعه 13 شهريور 1393
بازدید : 890
نویسنده : حسن عباسی
|
|
عده ای نظراتی مبنی بر این داشتند که ازدواج موقت با روابط نامشروع تفاوتی ندارد! در این مقاله پاسخ این عزیزان را میدهیم.
ازدواج، در عرف و شرع، پیمان زناشویى است و بر اساس آن، براى مرد و زن نسبت به یكدیگر، تعهّداتى اخلاقى و حقوقى پدید مىآید كه سرپیچى (از بسیارى) از آنها، عقوبت و كیفر را در پى خواهد داشت. (1)
:: موضوعات مرتبط:
جوانان ,
تفکر و اندیشه ,
حجاب و عفاف ,
زندگی مشترک ,
,
نوشته شده در سه شنبه 9 شهريور 1393
بازدید : 903
نویسنده : حسن عباسی
|
|
بر آنیم تا ، جهت کاهش اختلافات زناشویی ، شما را با تفاوت های موجود درمیان دوجنس آشنا نمائیم...
|
:: موضوعات مرتبط:
جوانان ,
حجاب و عفاف ,
,
نوشته شده در سه شنبه 21 اسفند 1393
بازدید : 672
نویسنده : حسن عباسی
|
|
مخالفت والدین در ازدواج اتفاقی است که برای خیلی ها می افتد. در این مواقع باید چه کار کرد؟ پا پس کشید و تسلیم خواسته خانواده شد یا همچنان بر خواسته خود اصرار ورزید؟
|

مخالفت والدین در ازدواج
هیچ مخالفتی به معنی رد گزینه شما نیست و هیچ موافقتی هم به معنی تایید کامل آن نیست. پس اگر والدینتان با انتخاب شما مخالفت کردند، فکر نکنید فرد مورد نظرتان از هر حیث مردود است. یک بار دیگر به معیارهایتان نگاه کنید و فرد منتخبتان را با آنها بسنجید و بعد، از او در مقابل خانواده تان دفاع کنید. در واقع از انتخاب خودتان دفاع کنید.
قدم اول
اولین قدم در دفاع ما از فرد مورد نظر، این است که انتخاب ما قابلیت دفاع عقلانی داشته باشد. و این دفاع حمل بر درستی ملاک ها و بارم بندی ملاک ها و اولویت بندی آن هاست.
اگر از نظر عقلانی ما توانسته باشیم بدون هندی بازی و عاشق شدن قبل از تطبیق ملاک ها فرد مورد نظر را انتخاب کنیم و هم شانی مذهبی، اقتصادی، فرهنگی، سنتی، تحصیلات، قیافه و ... رعایت شده باشد می توان گفت فرد مورد نظر گزینه مناسبی برای ازدواج می باشد.
در چنین صورتی می توان از انتخاب خود دفاع کرد.
اما معمولا مخالفت والدین با فرد انتخابی فرزند به دلیل عدم تطابق ملاک ها و هم شانی فرد با فرزند یا خانواده است. و معمولا زمانی که فرزند قبل از تعیین ملاک ها عاشق شده باشد چنین مشکلی خواهند داشت. البته درصد بسیار کمی از والدین هم از روی تعصب و بدون دلیل با انتخاب فرزند خود مخالفت می کنند اما مطمئنا در درصد بسیار پایینی قرار دارند.
قدم دوم
شما نیم نگاهی به ملاک های خودتان بیندازید.
آیا فرد مورد نظر را بر اساس ملاک های خود انتخاب کرده اید؟
آیا اول انتخاب کرده و بعد عاشق شده اید یا اول عاشق شده اید و بعد ملاک ها را بر اساس فرد مورد نظر تعدیل کرده اید؟
آیا صفت خاصی در محبوب نیست که به خاطر همان ویژگی خاص، شما حاضر شده اید با او ازدواج کنید و سایر داشته ها و نداشته ها را غافل نشده اید؟
اگر مطمئن شدید انتخاب شما کاملا معقول و منطقی و بر اساس ملاک بوده طبعا مخالفت والدین، غیر منطقی خواهد بود.
قدم سوم
شما باید در جو صمیمی و فرصت مناسب با والدین خود صحبت کنید. ملاک هایتان را برای او بازگو کنید. چرا و بر چه اساسی او را انتخاب کرده اید و محاسن او و ایده آل های شخصی تان که ممکن است با والدینتان داشته باشد با او صحبت کنید. البته اگر شخص امینی که هم والدینتان او را قبول کنند و هم با شما صمیمی باشد، قبلا با شما هماهنگ شده و در جلسه حاضر باشد تاثیر مثبتی در جلسه شما خواهد داشت. البته ممکن است پدر یا مادر شما هم دلایلی داشته باشند که از نظر شما بدون دلیل باشد اما از نظر ناظر بی طرف و امین شما حرف درستی باشد و شما باید ملاک های خود را تعدیل کنید.
بیشتر بدانید
مطمئنا هیچ پدر و مادری مانع خوشبختی فرزندش نمی شود. حتی اگر با ازدواج او صد در صد مخالف باشد. والدین زیادی دیده ایم که با وجود مخالفت صد در صد با فرزندی که تا آخرین فرصت فکر می کرد انتخاب درستی داشته و حتی پدر او را تهدید به عدم حمایت و محرومیت از ارث کرده بوده اما بعداز ازدواج باز هم نظر حمایت خود را از فرزندش دریغ نکرده است.
همه ما چه قبل و چه بعد از ازدواج به نظر لطف والدینمان نیازداریم. حتی اگر والدین هیچ کمکی هم به شما نکنند سعی کنید خودو خانمتان رضایت آنان را به دست آورید. هم رضایت والدین شما و هم دختر خانم. اصلا به این گزینه فکر نکنید که بخواهید رابطه خود را با والدین تان قطع کنید. این مساله هم اکثرا اوقات امکان وقوعی ندارد و ماه های بعدی ازدواج و سردی عطش تصمیم عجولانه باز هم محبت والدین در وجود انسان روشن می شود. و هم این که والدین انسان به مانند ریشه او هستند و قطع رابطه با والدین انسان را تبدیل به موجودی بی ریشه می کند که مشکلات فراوانی فراروی خود و خانواده خود خواهد داشت. ضمن این که خداوند در قرآن شدیدا از قطع رابطه با والدین نهی می کند.
شما به جای این که از برخورد والدینتان با عروس خانم نگران باشید. بعد از اطمینان از انتخابتان بر اساس ملاک ها و اولویت های ذکر شده، از همسر آینده تان بخواهید با هم دنبال راه هایی باشید که نظر لطف والدین دو طرف همیشه بر زندگی مشترک شما سایه بیندازد.
منبع:شهر سوال
:: موضوعات مرتبط:
جوانان ,
تفکر و اندیشه ,
حجاب و عفاف ,
زندگی مشترک ,
,
نوشته شده در سه شنبه 29 مرداد 1393
بازدید : 944
نویسنده : حسن عباسی
|
|
نوشته شده در شنبه 18 مرداد 1393
بازدید : 732
نویسنده : حسن عباسی
|
|
چشم به راهی یک قاب شکسته است. از آن قاب ها که دوست داری از دیوار جدایش کنی و به جای آن چارچوب پنجره ای بگذاری رو به آسمانی پر از تکه های سپید ابر. اما ابر ها که گذشتند و باریدند و تمام شدند باز تو می مانی و نگاه های آب گرفته. چشم به راهی، یک ریل بی انتهای کهنه است. از آن ریل ها که واحد انتظارش قطار بر ایستگاه است. که در هر کدامش باید ساعت ها بنشینی تا مگر چمدانی آشنا پای یکی از پله های فرسوده پیاده شود. اما سوت رفتن که زده می شود و مسافرت نمی آید باز تو می مانی و نگاه های موازی. چشم به راهی، یک سر درد بی امان است. از آن سر درد ها که فقط قرص رسیدن آرامش می کند. اما وقت ماندن که سر رسید و بی وقتی رفتن که آمد، باز تو می مانی و نگاه های بی درمان. چشم به راهی یک ترس پنهان است از آن ترس ها که نفس می بُرَد و جان می بَرَد. پیرت می کند، پیر. حتی اگر یک نفس باشد.
:: موضوعات مرتبط:
ولایت فقیه ,
جوانان ,
تفکر و اندیشه ,
حجاب و عفاف ,
زندگی مشترک ,
تحدید نسل ,
,
نوشته شده در شنبه 18 فروردين 1394
بازدید : 847
نویسنده : حسن عباسی
|
|
دختر زنده به گور کسی است از خود بیگانه که احساس حقارت می کند و پسر بودن را بهتر و قرین موفقیت می پندارد. به همین دلیل می کوشد مثل پسرها حرف بزند، بپوشد، بی قید وبند باشد، رفتاری تصنعی و هیجانی و سبک داشته باشد و هیچ حرمت و ارزشی برای خود قائل نشود.
به پیامبر خدا(صلی الله علیه و آله) بشارت تولد دختری دادند. حضرت با نگاهی به چهره اصحاب دریافت كه آنها از این خبر ناخرسندند، از این روی فرمود: شما را چه شده، گلی به من داده شده كه او را ببویم و روزیاش بر عهده خداوند متعال است.(1
یک بانوی مسلمان باید هفت خصوصیت داشته باشد تا شایسته این همه لطف رسول خدا صلی الله علیه و آله گردد. این خصوصیات به قرار زیرند:
1- با وقار و زیبا و در یک کلام "تماشایی" است
دختران "شش سال" زودتر از پسرهای هم سنش به عقلانیت، خودکاری، خودباوری، خود انضباطی، خود مدیری و بلوغ می رسند. دختری که به این مراحل از رشد رسیده است، خود را گنج بی پایانی از مهر و محبت و "صفات" زیبا می بیند و نیازی به "خودنمایی"، "بدن نمایی"، ،"ریاکاری" و رفتارهای مصنوعی" ندارد. بنابراین گفتار، رفتار و اخلاق او خردمندانه و شایسته و شخصیت او و با وقار و زیبا و در یک کلام "تماشایی" است.
او قدر و قیمت خود را می داند و مانند آن زنانی نیست که به گفته رسول خدا (صلی الله علیه و آله در عین پوشیدگى برهنه اند (لباس هاى بدن نما و جوراب هاى نازك مى پوشند) هوسباز و دلفریب مى باشند، موهاى خود را طورى آرایش مى كنند كه مانند كوهان شتر جلوه مى كند. اینان داخل بهشت نمى شوند و حتى بوى آن را استشمام نمى كنند، با این كه بوى بهشت از راه بسیار دور شنیده مى شود.(2) جهانگردان فراوانی با تحمل هزینه های سنگین از کشورهای مختلف به عشق تماشای متانت "راه رفتن" و ظرافت "چای ریختن" دختران ژاپنی همه ساله به ژاپن سفر و وقار آنها را تحسین می کنند.
همه دختران جهان کانون مهر و عاطفه اند و بنابراین در زبان عربی "آنسه" نامیده می شوند. زیرا از همان خردسالی "نوازشگری”" را "بدون هیچ آموزشی" نسبت به هر عروسک بی جان و بی تحرکی ابراز می کنند و با مهربانی با عروسک شان سخن می گویند
2- توجه قلبی اش به "خدا" است
یک هنرپیشه که شاید اعتقادی به حجاب هم نداشته باشد، وقتی در نقش مادران، همسران و دختران پیامبران و اولیای الهی صلوات الله علیهم(مثلا در نقش حضرت مریم سلام الله علیها) بازی می کند
:: موضوعات مرتبط:
جوانان ,
تفکر و اندیشه ,
حجاب و عفاف ,
زندگی مشترک ,
تحدید نسل ,
,
نوشته شده در پنج شنبه 27 تير 1393
بازدید : 788
نویسنده : حسن عباسی
|
|
و نیز آن حضرت صلی الله علیه و آله و سلم فرمود: «لان یطعن فی راس احدکم بمخفط من یدیه خیر له من ان یمس امراة لا تحل له». اگر سوزنی با شدت و ضربه بر سر یکی از شما فرود آید، بهتر از آن است که زنی را که نامحرم است لمس کند. (مرات النساء ص 117)
رسول خدا صلی الله علیه و آله وسلم درباره شوخی با زن نامحرم فرمود: «من فاکه امراة لا یملک ها حبس به کل کلمة کلمها فی الدنیا الف عام فی النّار، و المراة اذ طاوعت الرجل فالنزمها او قبل ها او باشرها خراما او فاکهها واصاب منها فاحشة فعلیها من الوزر ما علی الرّجل فان غلبها علی نفسها کان علی الرّجل وزره ووزرها». (عِقاب الاعمال: ص 652 )
هر کس با زنی نامحرم شوخی کند برای هر کلمه که با او گفته است، هزار سال در آتش دوزخ او را زندانی می کنند. و آن زن اگر با رضایت، خود را در اختیار مرد قرار دهد و مرد او را در آغوش گیرد یا ببوسد یا تماسی برقرار سازد یا با وی بخندد و منجر به عمل خلاف شود، این زن هم مثل مرد گناهکار است و عذابش مثل اوست. ولی اگر زن راضی نبوده و مرد به زور مرتکب این عمل زشت شد، گناه هر دو بر گردن مرد خواهد بود.
رسول گرامی اسلام صلی الله علیه و آله وسلم درباره ارتباط زن و مرد نامحرم فرمود:
«با عدوا بین انفاس الرّجال و النساء فانه اذا کانت المعاینة واللقاء کان الدّاء الّذی لا دواء له».(بهشت جوانان، ص 468 )
بین مردان و زنان نامحرم جدایی ایجاد کنید [تا با هم برخورد و تماس نداشته باشند]؛ زیرا هنگامی که آنان رو در روی یکدیگر قرار گرفتند و با هم رفت و آمد داشتند، جامعه به دردی مبتلا خواهد شد که درمان نخواهد داشت.
براستی چرا بعضی خانواده ها باور ندارند که پسر عمو و دختر عمو، پسر خاله و دختر خاله و امثال شوهر خواهر و یا زن برادر نامحرم هستند و متاسفانه بخاطر این که طرف مقابل را در حد معصوم می دانند گرفتار وابستگی هایی می شوند که گاهی به فحشا هم کشیده می شود. در حالی طرفین اهل فحشا نبودند. براستی آیا پدر و مادر نمی دانند بخاطر عدم رعایت حرمت های خانوادگی در جرم بچه ها سهیم هستند.
پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله) فرمودند:
"وای بر اولاد آخر الزمان از دست پدرانشان! سئوال شد یا رسول الله: آیا از پدران مشرکِ آنان؟ فرمود: خیر ،از دست پدران مومن آنها، چون واجبات دین را به فرزندانشان نمی آموزند و اگر اولاد آنها بخواهند، بیاموزند، آنان را منع می کنند. و تنها به این قانع هستند كه فرزندانشان از مال دنیا چیزی را به دست آورند. من از آنها بیزارم و آنها هم از من بیزارند."
:: موضوعات مرتبط:
جوانان ,
تفکر و اندیشه ,
حجاب و عفاف ,
زندگی مشترک ,
تحدید نسل ,
,
نوشته شده در پنج شنبه 26 تير 1393
بازدید : 1299
نویسنده : حسن عباسی
|
|
«ای بندگان خدا! بدانید که... گفتگو و اختلاط مردان با زنان نامحرم سبب نزول بلا و بدبختی خواهد شد، و دلها را منحرف می سازد، و پیوسته به زنان چشم دوختن؛ نور چشم دل را خاموش می گرداند، و همچنین با گوشه چشم به نامحرم نگاه کردن از حیله و دام های شیطان است.» (بحارالانوار ج 74 ص 291 )
:: موضوعات مرتبط:
جوانان ,
تفکر و اندیشه ,
حجاب و عفاف ,
زندگی مشترک ,
تحدید نسل ,
,
نوشته شده در یک شنبه 25 تير 1393
بازدید : 1570
نویسنده : حسن عباسی
|
|
خانم . . . شماره
بدم . . . ! ! !
خانوووووووم....شــماره بدم؟؟؟؟؟؟
خانوووووووم....شــماره بدم؟؟؟؟؟؟ خانوم خوشــــــگله برسونمت؟؟؟؟؟؟؟
خوشــــگله چن لحظه از وقتتو به مــــا میدی؟؟؟؟؟؟
اینها جملاتی بود که دخترک در طول مســیر خوابگاه تا دانشگاه می شنید! بیچــاره اصـلا" اهل این حرفـــــها نبود...این قضیه به شدت آزارش می داد
تا جایی که چند بار تصـــمیم گرفت بی خیــال درس و مــدرک شود و به محـــل زندگیش بازگردد.
روزی به امامزاده ی نزدیک دانشگاه رفت...
شـاید می خواست گله کند از وضعیت آن شهر لعنتی....!
دخترک وارد حیاط امامزاده شد...خسته... انگار فقط آمده بود گریه کند...
دردش گفتنی نبود....!!!!
رفت و از روی آویز چادری برداشت و سر کرد...وارد حرم شدو کنار ضریح نشست.زیر لب چیزی می گفت انگار!!! خدایا کمکم کن... چند ساعت بعد،دختر که کنار ضریح خوابیده بود با صدای زنی بیدار شد...
خانوم!خانوم! پاشو سر راه نشستی! مردم می خوان زیارت کنن!!!
دخترک سراسیمه بلند شد و یادش افتاد که باید قبل از ساعت ۸ خود را به خوابگاه برساند...به سرعت از آنجا خارج شد...وارد شــــهر شد...
امــــا...اما انگار چیزی شده بود...دیگر کسی او را بد نگاه نمی کرد..!
انگار محترم شده بود... نگاه هوس آلودی تعـقــیبش نمی کرد!
احساس امنیت کرد...با خود گفت:مگه میشه انقد زود دعام مستجاب شده باشه!!!! فکر کرد شاید اشتباه می کند!!! اما اینطور نبود!
یک لحظه به خود آمد...
دید چـــادر امامــزاده را سر جایش نگذاشته...!
:: موضوعات مرتبط:
جوانان ,
تفکر و اندیشه ,
حجاب و عفاف ,
,
نوشته شده در یک شنبه 23 تير 1393
بازدید : 661
نویسنده : حسن عباسی
|
|
در آخرین سفر حج پیامبر اسلام(ص) که به حج وداع معروف شده، تعداد زیادی از مسلمان ها ایشان را همراهی می کردند و طبیعتاً از فرصت به وجود آمده برای پرسش سؤال هایشان از آن حضرت(ص) بهره می بردند. در این بین یکی از زنهای مسلمان خدمت ایشان رفت تا مطلبی از ایشان بپرسد. در همین حال یکی از یاران پیامبر(ص) به نام فضل بن عباس پشت سر ایشان نشسته بود.
پیامبر(ص) در حالی که به سؤال آن زن جواب می دادند متوجه شدند نگاه آن زن و فضل به هم گره خورده و چشم به چشم هم دوخته اند. حضرت(ص) به آرامی برگشتند و دستشان را روی گونه ی فضل گذاشته و با مهربانی صورت او را برگرداندند و فرمودند : << یک زن جوان و یک مرد جوان؛ میترسم شیطان هم این وسط جای پایی باز کند. >>
یکی از مسائلی که در چند دهه ی اخیر در کشورهای اسلامی و از جمله ایران، بسیار مورد کنکاش و توجه قرار گرفته، بحث روابط زن و مرد و به تبع آن بحث حجاب و پوشش بانوان است. ویژگی های خاص این موضوع و تأثیر نتایج آن برعموم مردم، باعث شده این مباحث از حوزه ی کارشناسی و نقادی اندیشمندان و روشنفکران خارج شده و عموم مردم در باره ی آن صحبت و تبادل نظر کنند.
طبیعی است که گروهی، مخالف حجاب و پوشش زن و طرفدار آزادی روابط زن و مرد هستند و گروه دیگر موافق حجاب و پوشیده بودن زنان و طرفدار ایجاد محدودیت در روابط زن و مرد نامحرم هستند و هر گروه برای اثبات نظرات شان، دلایلی می آورند.
**** یک زن جوان و یک مرد جوان؛ میترسم شیطان هم این وسط جای پایی باز کند ****
اکثر دلایلی که از سوی مخالفان حجاب و پوشش زنان مطرح می شود را می توان به دو بخش تقسیم کرد:
1-بحث حجاب زن و پوشیده بودن او و ایجاد محدودیت در روابط زن و مرد و دستوراتی که توسط قرآن و پیامبر(ص) برای مردم آمده، مربوط به اعراب بدوی و بدون تمدن و خشن و بی فرهنگ آن روز است و امروزه با توجه به شرایط جامعه و رشد علم و تکنولوژی و فرهنگ عمومی مردم، هیچ ضرورتی برای رعایت این احکام وجود ندارد.
2-اگر زمانی زن ومرد در پوشش و لباس محدودیتی نداشته باشند و بتوانند هر طور که بخواهند لباس بپوشند و همچنین محدودیت روابط بین آنها برداشته شود و هر مرد و زن نامحرمی بتوانند آزادانه و حتی بدون نگاه منفی از سوی جامعه با هم رفاقت کنند ، این روابط و رفاقت ها به تدریج برای زنان و مردان عادی می شود از حالت هیجانات جنسی آن کاسته خواهد شد.
طوری که پس از مدتی، رفاقت و دوستی مردان و زنان با هم، مثل دوستی دو مرد یا یا دو زن با هم خواهد شد و زن و مرد نامحرم در حالی با هم تعامل و ارتباط خواهند داشت که هیچ قصد و غرضی لذت جویی بینشان وجود نداشته باشد.
از آنجا که طرح این دو مطلب و مخصوصاً استدلال دوم، به تدریج در جامعه رو به افزایش است، تصمیم گرفتیم به طور بسیار اجمالی و در یک مقاله این دو موضوع را بررسی نمائیم.
قبل از اینکه مستقیماً به شبهه ها و سؤالات فوق پاسخ بدهم. لازم است دو نکته اساسی را ذکر کنم. یکی اینکه توجه داشته باشید بحث پوشش و حجاب زنان و کیفیت حضور آنان در جامعه، یک بحث زنانه و بی ارتباط به مردها نیست.
هرچند به ظاهر مخاطب این مباحث فقط بانوان هستند و معمولاً مسئله به این صورت طرح می شود که آیا خوب است زن، پوشیده و با حجاب باشد یا باید آزادانه و هر طور راحت است و حتی نیمه برهنه در جامعه ظاهر شود؟ برخی هم با لحن دلسوزانه چنین مطرح می کنند که آیا بهتر است زن آزاد باشد یا محدود ؟ اما باید توجه داشت که تبعات این مبحث و هر نتیجه ای که از آن گرفته شود مستقیماً به مردها هم مربوط خواهد شد.
به همین دلیل است که بیشتر کسانی که سردمدار و محرک جریان های آزادی روابط زن و مرد می باشند ، مردها بوده اند. فروید و برتراند راسل و بسیاری مردهای دیگر در این راه بیش از حد نیرو گذاشته اند و تقریباً هیچ زنی در این عرصه به اندازه مردها تلاش نکرده .
چون واقعیت امر آنست که آن کسی که از آزادی بی قید و شرط و نامحدود روابط زن و مرد نفع می برد ، مرد است. دومین نکته ای که لازم است به آن توجه شود این است که بحث حجاب و پوشش یک بحث مقدمه ای و ابتدائی است. هر چند ظاهراً عمده ی مباحثات و حرف ها، درباره ی حجاب و پوشش است ولی عمق مطلب و حقیقت و ایستگاه آخر این موضوع ، آزادی یا محددیت در روابط زن و مرد است. یعنی پوشیده و محجبه بودن زن، باعث ایجاد محدودیت در روابط او با مردهای غریبه می شود و خواه ناخواه بی حجابی و آزادی در نوع آرایش و احیاناً برهنگی قسمتی از بدن زن، باعث ایجاد روابط بی قید و شرط زن و مرد خواهد شد، هر چند عده ای تلاش می کنند آن را انکار کنند.
:: موضوعات مرتبط:
حجاب و عفاف ,
,
نوشته شده در یک شنبه 22 تير 1393
بازدید : 1538
نویسنده : حسن عباسی
|
|
نوشته شده در یک شنبه 22 تير 1393
بازدید : 816
نویسنده : حسن عباسی
|
|
نوشته شده در شنبه 21 تير 1393
بازدید : 696
نویسنده : حسن عباسی
|
|
با ارسال نام و کد ملی به 50002220001393 نامه ای که به سه قوه درباره ی حجاب است را امضا کنید!
متن نامه در hejab93.ir
:: موضوعات مرتبط:
حجاب و عفاف ,
,
نوشته شده در شنبه 21 تير 1393
بازدید : 697
نویسنده : حسن عباسی
|
|
.
.
.
.
آیا این ساپورت که میپوشید شمارا درقیامت ساپورت خواهد کرد !
:: موضوعات مرتبط:
جوانان ,
حجاب و عفاف ,
,
نوشته شده در یک شنبه 15 تير 1393
بازدید : 833
نویسنده : حسن عباسی
|
|
جوانی نزد شیخ حسنعلی نخودکی آمد و گفت: سه قفل در زندگی ام وجود دارد و سه کلید از شما میخواهم قفل اول اینکه: دوست دارم یک ازدواج سالم داشته باشم قفل دوم اینکه: دوست دارم کارم برکت داشته باشد قفل سوم اینکه: دوست دارم عاقبت بخیر شوم شیخ فرمود: برای قفل اول نمازت را اول وقت بخوان برای قفل دوم نمازت را اول وقت بخوان برای قفل سوم نمازت را اول وقت بخوان جوان عرض کرد:سه قفل با یک کلید؟! شیخ فرمود: نماز اول وقت " شاه کلید " است!
:: موضوعات مرتبط:
ولایت فقیه ,
جوانان ,
تفکر و اندیشه ,
حجاب و عفاف ,
زندگی مشترک ,
,
نوشته شده در سه شنبه 3 تير 1393
بازدید : 796
نویسنده : حسن عباسی
|
|
پسری ﮐﻪ ﺗﻮ ﺭﺍ ﺩﻭﺳﺖ ﺩﺍﺷﺘﻪ ﺑﺎﺷﺪ ﺗﻨﺖ ﺭﺍ ﻋﺮﯾﺎﻥ ﻧﻤﯿﮑﻨﺪ ﺑﺎﻧﻮ !
ﺑﻠﮑﻪ ﻟﺒﺎﺱ ﻋﺮﻭﺱ ﺑﺮ ﺗﻨﺖ ﻣﯿﮑﻨﺪ ...ღ
ﺑﻔﻬﻢ ღ...ﻋﺸﻖ...ღ ﺍﮔﺮ ﻭﺍﻗﻌﺎ ﻋﺸﻖ ﺑﻮﺩ
ﻟﺬﺕ ...♥ﺑﻮﺳﻪ♥... ﺑﺮ ﭘﯿﺸﺎﻧﯽ ﺧﯿﻠﯽ ﺑﯿﺸﺘﺮ ﺍﺯ ﻟﺐ ﺩﺍﺩﻥ ﺑﻮﺩ ...
ﺍﮔﺮ ﻋﺸﻖ ﻭﺍﻗﻌﺎ ﺑﺎﺷﺪ ﻫﻤﺎﻥ ﺩﺳﺘﺎﻧﺖ ﺭﺍ ﮐﻪ ﻣﯿﮕﯿﺮﺩ ﺣﺘﯽ ﺑﺮﺍﯼ ﻟﺤﻈﻪ ﺍﯼ ﺩﯾﻮﺍﻧﻪ ﺍﺵ ﻣﯿﮑﻨﺪ
ﻭ ﺍﺯ ﺑﺮﻕ ﭼﺸﻤﺎﻧﺖ ﻣﺴﺖ ﻣﯿﺸﻮﺩ
ﺍﺣﺘﯿﺎﺝ ﺑﻪ ﻫﻢ ﺁﻏﻮﺷﯽ ﻭ ﻫﻤﺨﻮﺍﺑﯽ ﻧﯿﺴﺖ ...
ﺍﮔﺮ ﻋﺸﻘﺖ♥ ﻣﺮﺩﺍﻧﮕﯽ ♥ ﺩﺍﺷﺘﻪ ﺑﺎﺷﺪ
ﺍﺯ ﺩﻭﺭﯼ ﯾﮑﺪﯾﮕﺮ ﻫﻢ ﻟﺬﺕ ﻣﯿﺒﺮﯾﺪ
ﭼﻮﻥ ﻣﻄﻤﺌﻦ ﻫﺴﺘﯽ ﺟﺎﯾﺖ ﺩﺭ ﻣﯿﺎﻥ ﻗﻠﺒﺶ ﺛﺎﺑﺖ ﻭ ﺩﺳﺖ ﻧﺨﻮﺭﻧﯿﺴﺖ !!
ﻻﺯﻡ ﻧﯿﺴﺖ ﻫﺮ ﺭﻭﺯ ﻫﻔﺖ ﻗﻠﻢ ﺁﺭﺍﯾﺶ ﮐﻨﯽ ﮐﻪ ﻣﺒﺎﺩﺍ ﺧﻮﺷﮑﻠﺘﺮ ﺍﺯ ﺗﻮ ﺩﻟﺶ ﺭﺍ ﺑﺒﺮﺩ .
ﺧﯿﺎﻟﺖ ﺗﺨﺖ ﺍﺳﺖ ﮐﻪ ﺗﻮ ﺑﺎ ﻫﻤﺎﻥ ﻗﯿﺎﻓﻪ ﻭ ﺧﻮﺩ ﻭﺍﻗﻌﯿﺖ ﺣﺎﮐﻢ ﺫﻫﻦ ﺍﻭ ﻫﺴﺘﯽ ...
ﺍﯾﻦ ﻣﻄﻤﺌﻦ ﺑﻮﺩﻥ ﺭﺍﺑﻄﻪ ﯾﻌﻨﯽ
ﺑﺎﻟﯿﺪﻥ ﺑﻪ ﺧﻮﺩت;ღღ
ﮐﻪ یک ﻣﺮﺩﯼ در ﺯﻧﺪﮔﯽ ﺩﺍﺭﯼ ﺗﺎ ﻫﻤﯿﺸﻪ ﺗﮑﯿﻪ ﮔﺎهت است
ﻭ ﯾﻘﯿﻦ ﺩﺍﺭﯼ ﮐﻪ ﺗﻨﻬﺎ ﺍﻧﺘﺨﺎﺑﺶ ﺗﻮ ﻫﺴﺘﯽ ﻭ ﺑـــــــــــــــــــــس
:: موضوعات مرتبط:
جوانان ,
تفکر و اندیشه ,
حجاب و عفاف ,
زندگی مشترک ,
,
نوشته شده در چهار شنبه 20 خرداد 1393
بازدید : 829
نویسنده : حسن عباسی
|
|
اشتغال زنان و تبعات آن برای خانواده
زیربنای جامعه در خانواده شکل میگیرد و حفظ اجتماع منوط به حفظ خانواده است. برای بقای خانواده، تقسیم کار و تفکیک نقشها ضروری است و تقسیم نقشها نظام سلسله مراتبی را میسازد که اعضای خانواده باید این نظام را بپذیرند و با پیروی خود، مدیریت خانواده را حمایت کنند.

در قسمت اول، با عنوان اشتغال زنان در گذر تاریخ، ضمن تعریف اشتغال، به وضعیت اشتغال زنان در طول تاریخ از دوران باستان و مدنیت تا انقلاب صنعتی و مدرنیسم پرداختیم و در ادامه، سیر تاریخی اشتغال زنان در ایران را از دوران مادها و هخامنشیان تا دوران حاضر بررسی کردیم. در قسمت دوم با عنوان پیامدهای اشتغال زنان در جامعه، آثار و تبعات فردی، اجتماعی و سیاسی اشتغال بانوان در جامعه را به بحث گذاشتیم. در ادامه، آثار و تبعات اشتغال زنان را بر محیط و اعضای خانواده مورد ارزیابی قرار میدهیم: تأثیرات اشتغال زنان بر خانواده الف) تأثیر بر روابط خانوادگی به گفتهی پژوهشگران، اشتغال زنان به دلیل کم کردن فشار اقتصادی از دوش خانواده، رضامندی زوج را افزایش میدهد و لذا زنان شاغل با همسران خود رابطهی بهتری دارند.3 این نظریه برای خانوادههایی که به درآمد زن متکی است و حذف این درآمد شیرازهی زندگی را از بین میبرد، درست به نظر میرسد.4 با این حال، کارشناسان بسیاری به پیامدهای منفی اشتغال بر روابط زناشویی تصریح کردهاند. بلاد از صاحبنظران عرصهی اجتماعی میگوید: در بررسی اشتغال روزافزون زنان معمولاً توجهها بهسوی زیانهایی است که دامنگیر کودکان میشود، ولی به پیامدهای ناگوار این وضعیت بر روحیهی مردان توجه نمیشود. اگر زن ازدواجکرده نقش نانآوری را به عهده بگیرد، خطر رقابت با شوهر به میان میآید. برای وحدت و یکپارچگی خانواده زیانآور خواهد بود. افزون بر این، همسو نبودن نقشهای اجتماعی و خانوادگی، موجب سستی و کاستی در نقشهای خانگی میشود و احتمال بروز تنش بین زن و شوهر را افزایش میدهد.5 فشار ناشی از کار رسمی و کار خانه، خستگی مضاعف را برای زنان در پی دارد که بر روابط جنسی زوجین هم اثرگذار خواهد بود. روابط جنسی رضایتبخش، افزون بر آنکه شادابی جسمی و روحی مرد را در پی دارد، حس اعتمادبهنفس و انگیزهی حمایت از همسر را در وی افزایش میدهد6 و بر رضایتمندی و نشاط زن نیز اثرات مثبتی دارد. کاهش ارتباط کلامی با همسر نیز از دیگر پیامدهای اشتغال تماموقت زنان است و نیاز به برقراری ارتباط کلامی با دیگران در محیط کار برآورده میگردد و از انگیزهی همصحبتی با همسر کاسته میشود. اشتغال زن و درآمدزایی او به کاهش وابستگی اقتصادی او به همسر میانجامد. این در حالی است که یکی از عوامل پیوند را روابط زناشویی احساس نیاز زن و شوهر به یکدیگر و تأمین شدن این نیاز است. تمامی موارد گفتهشده زمینههای اختلاف و جدایی زوج را افزایش میدهد. پژوهشها نشان میدهد در برخی کشورهای غربی، طلاق در میان زنان شاغل چهار برابر زنان غیرشاغل است. استقلال مالی و کاهش ترس از آینده سبب پایین آمدن آستانهی تحملپذیری زنان در روابط زناشویی و افزایش درخواست طلاق از جانب آنان است. ب) توسعهی مشاغل جایگزین خانواده زنان خانهدار به طور متعارف به نگهداری از فرزندان، نظافت خانه، شستن لباسها، هنرهای خانگی، پختوپز و گاه مشاغل خانگی همچون قالیبافی میپردازند. درگیری آنان به مشاغل رسمی سبب میشود بخشی از فعالیتهای خانگی خود را بهعهدهی سازمانهایی همچون مهدکودکها، تولیدکنندگان مواد غذایی، رستورانها و شرکتهای خدماتی بگذارند. در این صورت، اشتغال رسمی افزایش و درآمد حاصل از آن در درآمد ملی جامعه نیز به شمار میآید و بهغلط بهمنزلهی بهبود وضع اقتصادی تفسیر میشود.7 این در حالی است که کار زنان خانهدار در کشورهای صنعتی معادل 40 درصد ثروت ایجادشده است. به عبارتی زنان کار میکنند تا هزینهی کارهایی را بپردازند که اگر شاغل نبودند، خود آنها را انجام میدادند و میتوانستند به اقتصاد خانوادهی خود کمک بکنند. اشتغال زن و درآمدزایی او به کاهش وابستگی اقتصادی او به همسر میانجامد. این درحالی است که یکی از عوامل پیوند روابط زناشویی و احساس نیاز زن و شوهر به یکدیگر و تأمین شدن این نیاز است و کمرنگ شدن آن، زمینههای اختلاف و جدایی زوج را افزایش میدهد. پژوهشها نشان میدهد طلاق در میان زنان شاغل چهار برابر زنان غیرشاغل است.
پ) تحول در ساختار خانواده و الگوی تفکیک نقشها در نظریهای از ویلهلم هنریش، بنیانگذار جامعهشناسی خانواده، آمده است: تفکیک کار و تقسیم نقشها اصلی مسلم بر حفظ کارآمدی اجتماع است. زیربنای جامعه در خانواده شکل میگیرد و حفظ اجتماع منوط به حفظ خانواده است. برای بقای خانواده تقسیم کار و تفکیک نقشها ضروری است و تقسیم نقشها نظام سلسله مراتبی را میسازد که اعضای خانواده باید این نظام را بپذیرند و پیروی از رهبری در خانواده را باید حمایت کنند. این نظری به «اصالت حق طبیعی» شهرت یافته است. این نظام با طبیعت زن و مرد هماهنگ است. طبیعت مرد به مدیریت و طبیعت زن به مدیریتپذیری متمایل است.8 نقش مرد در نظام خانواده بهسان ستون خیمهای است که باید سالم و محکم باشد تا بتواند تکیهگاه مناسبی برای دیگر افراد خانواده باشد. در این صورت، فرزندان در زمان گرفتاریها، ترسها، مشکلات اقتصادی و عاطفی به او پناه میبرند. وجود کانون اقتدار لازمهی بقای خانواده و اطاعت اعضا از پدر، لازمهی حفظ این اقتدار است. زن با کار کردن بیرون از خانه، امنیت و موجودیت خانواده را، که زیربنای معنوی رفتار را به وجود میآورد، از هم میپاشد و نابسامانیهایی در روابط خانوادگی ایجاد میکند. ت) اقتصاد و خانواده تأثیر اشتغال زنان بر بالا رفتن قدرت خرید خانواده انکارناپذیر است. در بسیاری از کشورها، زنان بیشترین فعالیت بخش کشاورزی را برعهده دارند و درآمد خانواده بستگی کامل به آن دارد.9 با این حال، عمومیت قاعدهی تأثیر مثبت اشتغال زنان بر وضعیت اقتصادی خانواده، با تردید مواجه میشود. اگر رضامندی اقتصادی، نسبت میان درآمد و انتظارها باشد، هرچه درآمد بیشتر باشد، انتظارات هم بیشتر خواهد شد و نتیجهای جز افزایش حس فقر، حرص و نارضامندی نخواهد داشت. در بسیاری از خانوادهها، حضور زن در عرصهی اشتغال درآمدزا، به تغییرات اجتماعی و ارزشی خانواده میانجامد و عزتمندی و آبرومندی خانواده را افزایش میدهد و خانواده برای حفظ شئونات جدید میکوشد با افزایش مصرف، ضروریات خانوادهی خود را ارتقا ببخشد. در این حال، با افزایش انتظارات خانواده روبهرو خواهیم شد. لذا خانوادهای که دارایی بیشتری دارد لزوماً لذت بیشتری نمیبرد. درآمدزایی زنان در صورتی که به تعدد مدیریت خانواده بر منابع مالی بینجامد و هریک از زن و مرد به دلخواه درآمد خود را هزینه کنند، احتمال مصرف اقلام غیرضرور را افزایش میدهد. ورود درآمد بیشتر به خانواده و افزایش دغدغهی مصرف، افزایش میزان خریدهای قسطی و پرداخت وامهای درازمدت هرساله دهها میلیارد دلار منفعت برای جامعهی سرمایهداری به ارمغان میآورد. افزایش سطح انتظارات اقتصادی خانواده خطر بازگشتناپذیری در موقعیت اقتصادی خانواده را نیز در پی دارد. خانوادهای که سطح زندگی خویش را برپایهی دو درآمد تنظیم میکند، با از دست دادن بخش درخور توجهی از درآمد خود، نمیتواند با وضعیت جدید بهدرستی کنار آید و احساس فقر در این خانواده بیش از خانوادههایی است که از ابتدا معیشت خود را برپایهی یک درآمد تنظیم کردهاند. این گفتهها برای خانوادههایی صادق است که درآمد ناشی از اشتغال زن بر اقتصاد خانواده مؤثر باشد. اما بسیاری از موارد به هزینهی اشتغال، در مواردی چون خرید لباس مناسب برای محل کار، هزینهی آمد و شد، تهیهی غذای آماده، هزینهی مهدکودک و... که تقریباً معادل درآمد یا حتی بیشتر از آن است میشود. نکتهی دیگر تأثیر درآمدزایی در کاهش احساس مسئولیت مردان است که میتوان آثار آن را هم در ملاکهای گزینش ازدواج و هم در روابط خانوادگی مشاهده کرد. امروزه بسیاری از پسران انتظار دارند همسر آیندهی آنان در نانآوری مشارکت داشته باشد و پس از ازدواج با آنکه توانایی کار و تلاش بیشتر برای تأمین نیازهای خانوادهی خود را دارند، اما به درآمد همسر خود چشم میدوزند. پیامد دیگر اشتغال زنان، تأثیر آن بر درآمدزایی خانوادههای دیگر است، زیرا با افزایش تقاضای برای کار، ارزش نیروی کار کاهش مییابد و مردان سرپرست خانواده دستمزد کمتری دریافت میکنند. اشتغال زنان در کشورهای صنعتی، به دلیل کاهش جمعیت و کمبود نیروی آماده به کار، توجیه عقلانی دارد، اما در کشورهای در حال توسعه، مشکل، کمبود سرمایه برای ایجاد اشتغال است، نه کمبود نیروی انسانی آماده به کار. به همین دلیل، هرگاه سرمایهگذاری بیش از ظرفیت مردان بوده است، زنان به بازار کار کشیده شده و نیروی کار را تأمین کردهاند. نتیجه آنکه میتوان بر تأثیر اشتغال زنان در افزایش درآمد خانواده در اغلب موارد صحه گذاشت، اما نباید نسبت به تأثیر مثبت آن در اقتصاد خانواده و اقتصاد ملی بزرگنمایی کرد. ث) تأثیر بر فرزندخواهی از موضوعات درخور توجه و تأمل، تأثیر اشتغال زنان بر کاهش تعداد فرزندان در خانواده و پیامدهای بیفرزندی یا کمفرزندی بر حیات فردی و مناسبات خانوادگی است. با گسترش اشتغال زنان، انتظار میرود هم فاصلهی میان ازدواج و فرزندآوری افزایش یابد و هم از تمایل به مادر شدن در زنان کاسته شود. این احساس نهفتهی طبیعی در صورت ارضا نشدن، میتواند آثاری بر روحیات زن برجای بگذارد.10 به همین دلیل، فرزندان میتوانند وابستگی زن و مرد به خانواده را افزایش دهند و در استحکام خانواده نقش مهمی ایفا کنند. برتراند راسل معتقد است: امروزه اگر در زندگی زناشویی عمل جنسی نباشد، آن زناشویی بیاثر تلقی میشود، اما فرزندان بیش از رابطهی جنسی اهمیت دارند و هدف اصلی زناشویی باروری است. وجود کانون اقتدار لازمهی بقای خانواده و اطاعت اعضا از پدر، لازمهی حفظ این اقتدار است. زن با کار کردن بیرون از خانه، امنیت و موجودیت خانواده را، که زیربنای معنوی رفتار را به وجود میآورد، از هم میپاشد و نابسامانیهایی در روابط خانوادگی ایجاد میکند.
با ارزشمند شدن اشتغال زنان، تعارض میان شغل و فرزند بیشتر رخ مینماید. پیامد دیگر اشتغال، کاهش شمار فرزندان خانواده است. با افزایش شمار خانوادههای تکفرزند، امکانات اقتصادی خانواده که با اشتغال زنان افزایش یافته است، در خدمت رفاه تنها فرزند خانواده قرار میگیرد، اما تکفرزندی خود از نشاط فرزند میکاهد و سبب افزایش روحیات خودخواهانه و فردگرایانه در وی میشود. در یک خانوادهی پرجمعیت با امکانات متوسط یا کم، در صورتی که بهدرستی مدیریت شود، فضایی مناسب برای تقویت روحیهی همگرایی، تلاش، قناعت، بهرهوری و انضباط پدید میآید؛ اما تکفرزندان برای ورود به اجتماع با مشکلات اساسی روبهرو میشوند، زیرا نه برای همگرایی اجتماعی آموزش دیدهاند و نه در برابر ناملایمات اجتماعی آستانهی تحملپذیری مناسبی دارند. این افراد غالباً مغفول میمانند. کم شدن شمار فرزندان دو پیامد جدی را در پی دارد: نخست آنکه والدین برای ایام پیری خود ذخیرهای نیندوختهاند و احتمال حمایت فرزندان از والدین با کم شدن شمار آنان، کاهش مییابد. چنانکه مهدهای کودک امروز نوید گسترش خانههای سالمندان در فردا را خواهند داد. دیگر آنکه، کاهش فرزندان امروز به کوچک شدن خانوادهی گسترده در نسل آتی خواهد انجامید. باید نسلی را تصور کرد که از نعمت عمو، عمه، خاله و دایی محروماند و نه لذت روحی ارتباطات خویشاوندی را میچشند و نه از حمایت عاطفی، مادی و معنوی آنان برخوردار است. ج) روابط مادر و فرزند تأثیر مهم اشتغال زنان بر روابط میان مادران و فرزندان آنان است. میان رشد عاطفی فرزند و دامان مادر بهویژه در سه سال نخست زندگی، پیوندی ناگسستنی وجود دارد و سلامت روانی و عاطفی وی در گرو حضور فیزیکی مادر است.11 رابطهی مبتنی بر دلبستگی کودک با مادر خویش، زیربنای شخصیت اوست و در صورت فقدان یا ناکافی بودن این دلبستگی، کودکان بهویژه پسران به اشخاصی تبدیل خواهند شد که در ایجاد رابطهی معنیدار با دیگران توانایی ندارد. والدین شاغل ناچار به سپردن فرزند خود به مهد کودک و یا تنها گذاشتن وی در خانهاند. در این صورت، فرزندان بهجای آنکه ارزشها و الگوهای خود را از والدین دریافت کنند، از نهادهای رسمی در رسانهها تأثیر میپذیرند و ارتباط عاطفی کمتری با مادر برقرار میکنند. در پژوهشهای خانوادهگرایان، تأثیرات منفی جدایی مادر از فرزند نشان داده شده است. از نگاه آنان، رشد عقلی فرزند منوط به رابطهی عاطفی مادر و فرزند است. در دسترس بودن مادر برای فرزند مسئلهی مهمی است و فرزندان از اینکه به خانه بروند و مادر را نبینند، دچار اضطراب میشوند. رابطهی عاطفی میان مادر و فرزند در سلامت روانی و تعامل رفتاری مادر هم تأثیر دارد و همین نکته بر تربیت فرزند نیز مؤثر است. برخی صاحبنظران معتقدند که اشتغال مادران مفهوم خانواده را در ذهن فرزندان تغییر میدهد، زیرا این فرزندان بیش از دیگران با همسالان خود سر میکنند و بیش از گذشته احساس تنهایی میکنند. امروزه الگوهای اجتماعی ارزشهایی متفاوت با ارزشهای خانوادگی را تبلیغ میکنند. نقش والدین بیش از هر زمان دیگری جایگزینناپذیر است و آنان به قضاوت، تجربه، نیرو و قاطعیت والدین و به یک منبع راهنماییکنندهی خانوادگی نیاز دارند. با حضور نداشتن پدر و مادر در خانه، فرزندان تنهایند و هیچ بزرگتری بر کار آنان نظارت ندارد. حضور نداشتن پدر و مادر در خانه، آزادی عمل بیشتری به فرزندان بهویژه نوجوانان میدهد که با توجه به گسترش روزافزون تکنولوژیهای ارتباطی، توسعهی آپارتماننشینی و کاهش شمار فرزندان و در نتیجه خلوت بودن محیط خانه، احتمال بروز رفتارهای ناهنجار بهویژه روابط جنسی با محارم و غیرمحارم و ارتباطات جنسی مجازی، بهویژه در سنین نوجوانی را افزایش میدهد. رشد عقلی فرزند منوط به رابطهی عاطفی مادر و فرزند است. در دسترس بودن مادر برای فرزند مسئلهی مهمی است و فرزندان از اینکه به خانه بروند و مادر را نبینند، دچار اضطراب میشوند. رابطهی عاطفی میان مادر و فرزند در سلامت روانی و تعامل رفتاری مادر هم تأثیر دارد و همین نکته بر تربیت فرزند نیز مؤثر است.
لذا بسیاری از زنان برای پرورش فرزندان خود از شغل خود کنارهگیری میکنند و بسیاری از آنهایی که از حرفهی خود کناره گرفتهاند، موفقترند. یافتهها گویای رو به رشد بودن روند کنارهگیری از اشتغال در سالهایی است که زنان بچهدار میشوند. آنان پی بردهاند زندگیای که در آن شغل از همهچیز مهمتر باشد پس از مدتی ارضاکننده نخواهد بود و همچنین میفهمند آنگاه که پای فرزندان به میان میآید، هیچچیز نمیتواند جای مادر را بگیرد. آثار فردی و روانی اشتغال زنان الف) احساس رضایتمندی در جامعهی مدرن، کوچک شدن خانهها، محدود شدن ارتباطات فامیلی و محلی، تحقیر ارزشی خانهداری و خانهنشینی روی داد که در پی آن، ورود به فضای اجتماعی و عرصهی اشتغال میتواند نیاز زن به ورود به عرصههای وسیع و کسب تجربهی نو را به همراه داشته باشد و نیاز به برقراری ارتباط با دیگران را تأمین و او را از فضای خانه آزاد سازد. از دیگر سو، ارزشهای انتشاریافتهی استقلال مالی، رقابت برای کسب موقعیت شغلی که بهمثابهی یک ارزش تلقی میشود، گسترش یافته و افرادی که موفق به احراز شغل میشوند، احساس پیروزی خواهند داشت. لذا میتوان فهمید که چرا برخی زنان با دریافت حقوقی ناچیز، که کفاف هزینههای رفتوآمد آنان را نیز ندارد، به اشتغال روی میآورند، زیرا آنان با دستیابی به موقعیت شغلی احساس موفقیت میکنند و حس میکنند از مهارتهایشان بهطرز مفیدی بهره میبرند. به همین دلیل، بسیاری از آنان عنوان میکنند بدون نیاز مالی هم به کار ادامه میدهند.12 در این میان، حس رضایتمندی در دختران مجرد بیش از مادران شاغل است، زیرا مادران به دلیل نبودن در کنار فرزندان خود، بهنوعی احساس گناه میکنند و بر میزان رضایتمندی آنان از اشتغال کاسته و در مقابل بر میزان اضطراب آنان نسبت به تربیت و آیندهی فرزندانشان افزوده میشود. ب) فشار مضاعف خانهداری از فعالیتهای سخت و دشوار است، اما فشاری برای انجام دادن آن در خانه نیست و سرعت انجام آن با میل خود فرد تنظیم میشود. این ویژگی با روحیات زنانه همخوانی دارد. این در حالی است که کار رسمی بیرون از خانه اینگونه نیست.13 ایفای دو نقش متفاوت و همزمان در خانه و اجتماع، به دلیل ناهمخوانی بسیاری از مشاغل اجتماعی با ویژگیهای زنانه و فشار ناشی از جمع بین این دو فعالیت، زنان را آسیبپذیرتر خواهد کرد. در پژوهشها نشان داده شده است که زنان شاغل در مقایسه با زنان خانهدار بسیار مضطربترند که این وضع ناشی از تعدد نقشهاست.14 ناراحتی قلبی در میان زنان کارمند دوبرابر زنان خانهدار است و زنانی که کارمندند بیش از مردان بدون شغل به افسردگی مبتلا میشوند. تعارض نقشها از یک سو فرد را دچار اضطراب و از سوی دیگر او را در ایفای همزمان نقشهای متعدد ناتوان میسازد. لذا اغلب زنان در انجام کارهای خانه و برقراری ارتباط مؤثر با اعضای خانواده درمانده میشوند. پ) افزایش مزاحمتهای جنسی در محل کار توسعهی اشتغال زنان، در حوزههایی که فضای زنانه و مردانه تفکیک نشدهاند، میتواند آسیبپذیری جنسی زنان و مردان را در محیط کار افزایش دهد. برآوردهای آماری در آمریکا نشان میدهد 50 درصد زنان و 15 درصد مردان شاغل در محیط کار خود، مورد آزار و اذیت یا سوءاستفادهی جنسی قرار میگیرند. با آنکه بیش از 50 درصد زنان شاغل در جهان در معرض یکی از موارد سوءاستفاده (کلامی، فیزیکی یا چشمچرانی) قرار میگیرند، تنها 5 تا 15 درصد آنان دربارهی مشکلات خود شکایت کردهاند که مهمترین علت آن ترس از دست دادن کار است. این در حالی است که برخی مردان اعتقاد دارند زنان خود از چنین ارتباطی در محیط کار استقبال میکنند، چون این ارتباط امکان پیشرفت آنان را فراهم میکند. برخی پژوهشها در جوامع غربی نشان میدهد که طلاق به میزان زیادی در بین افرادی دیده میشود که به دلایل شغلی، غیبتهای پیاپی از خانه داشتهاند و یا تماسهای نزدیک و صمیمانه با جنس مخالف دارند.15 به عقیدهی صاحبنظران، مزاحمتهای جنسی عامل مهمی در جابهجایی کارگران زن است، زیرا دست کشیدن از کار چارهی اصلی این نوع گرفتاریهاست.16 از دیگر سو، تفکیک محیطهای زنانه و مردانه برای کارفرمایان بسیار پرهزینه است و آنان تمایلی برای اجرای آن ندارند و میکوشند تا میزان مشکلات اخلاقی در محیط کار را کمتر از میزان واقعی نشان دهند و زمینهی فرهنگی را به سمت حساسیتزدایی از این اختلاط هدایت کنند.(*) پینوشتها: 1. پاتریک نولان و گرهارد لنسکی، جامعههای انسانی، مقدمهای بر جامعهشناسی کلان، ترجمهی ناصر موفقیان، ص 465. 2. غلامرضا صدیق اورعی، «توسعهی اقتصادی و اشتغال زنان» (قسمت دوم)، پیام زن، ش 49، ص 17. 3. ر.ک.به: هما ملااحمد رحیمی، بررسی پیامد اشتغال برای زنان و فرزند اول آنها، پایاننامهی کارشناسی ارشد جامعهشناسی دانشگاه شیراز، ص 148. 4. ر.ک.به: عصمتالسادات مرقانی خوئی، بررسی و مقایسهی مشخصات فردی و خانوادگی زنان شاغل راضی و ناراضی از روابط جنسی در زندگی زناشویی در دانشگاههای وابسته به وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی شهر تهران، پایاننامه کارشناسی ارشد دانشکدهی پرستاری، ص 37. 5. ر.ک.به: محمدباقر ساروخانی، مقدمهای بر جامعهشناسی خانواده، ص 170. 6. تونی گرنت، زن بودن، ترجمهی فروزان گنجیزاده، ص 76، 90، 268. 7. غلامرضا صدیقی اورعی، «توسعهی اقتصادی و اشتغال زنان» (قسمت دوم)، پیام زن، ش 49، ص 17. 8. «خوانش انتقادی اشتغال زنان» (گفتوگو با دکتر سید محمدصادق مهدوی)، حوراء (نشریهی داخلی دفتر مطالعات و تحقیقات زنان)، ش 8، آذر 1383، ص 14. 9. پاملا ابوت و کلر والاس، جامعهشناسی خانواده، ترجمهی منیژه نجم عراقی، ص 126. 10. قدسیه حجازی، جرائم زن در ایران، ص 115. 11. ر.ک.به: گفتوگو با سید محمدصادق مهدوی، «خوانش انتقادی اشتغال زنان»، حوراء (نشریهی داخلی دفتر مطالعات و تحقیقات زنان)، ش 8، آبان و آذر 83، ص 18. 12. ر.ک.به: هما ملااحمد رحیمی، بررسی پیامد اشتغال برای زنان شاغل و فرزند اول آنها، پایاننامهی کارشناسی ارشد جامعهشناسی، ص 68. 13. تونی گرنت، زن بودن، ترجمهی فروزان گنجیزاده، ص 89. 14. هما ملااحمد رحیمی، پیامد اشتغال برای شاغل و فرزند اول آنها، پایاننامه کارشناسی ارشد جامعهشناسی، ص 148. 15. ر.ک.به: عفتالسادات مرقانی خوئی، بررسی و مقایسهی مشخصات فردی و خانوادگی زنان شاغل راضی و ناراضی از روابط جنسی در زندگی زناشویی در دانشگاههای وابسته به وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی شهر تهران، پایاننامهی کارشناسی ارشد دانشکدهی پرستاری، ص 38. 16. ر.ک.به: سید محمدرضا علویون، کار زنان در حقوق ایران و حقوق بینالمللی کار، ص 98.
:: موضوعات مرتبط:
تفکر و اندیشه ,
حجاب و عفاف ,
زندگی مشترک ,
تحدید نسل ,
,
نوشته شده در دو شنبه 14 خرداد 1393
بازدید : 790
نویسنده : حسن عباسی
|
|
مستند فقهی وجوب محجبه بودن زن در هنگام نماز را برای اینجانب بیان کنید؟
دلائل مربوط به حجاب زن از دو منظر قابل بررسی است: ۱. دلائل حجاب زن در غیر نماز ۲. دلائل حجاب زن در نماز از جمله دلائل حجاب زن در نماز میتوان به روایاتی اشاره کرد که در اینباره رسیده است. در این روایات که به برخی از آنها اشاره میشود؛ احیاناً برای زن در این حالت دو یا سه لباس شمردهاند که با توجه به نوع پوششی که لباسها ایجاد میکنند میتوان نتیجه گرفت که؛ پوشش زن در حال نماز همان چیزی است که فقها از قدیم تا به امروز به آن فتوا میدهند.
یکی از احکام فقهی دین اسلام، سَتر(پوشش) است. پوشش در اسلام مخصوص زنان نبوده و مردان نیز پوشش اسلامی خاص خود را دارند. [۱] یکی از احکام ستر و پوشش، پوشش در حال نماز است. شاید بتوان حکمت آنرا اینگونه بیان کرد که انسانها وقتی در مقابل خداوند قرار میگیرند، اگر چه هیچ نامحرمی هم نباشد و یا در مکانی به تنهایی مشغول اقامه نماز هستند، ولی وقار و شخصیت یک مسلمان اقتضا دارد تا در محضر الهی با نهایت حیا و احترام حاضر شود، شاید هم با استفاده از وجوب پوشش در حال نماز بتوان چنین نتیجه گرفت که فایده پوشش در مرحله اول حفظ همین شخصیت و وقار باشد و در مرحله دوم پوششی در مقابل نامحرمان! دلائل مربوط به حجاب زن از دو منظر قابل بررسی است؛ اول: دلائل حجاب زن در غیر نماز، دوم: دلائل حجاب زن در نماز. قسمت اول به تنهایی بحث مفصلی را میطلبد که مورد این سؤال نیست، [۲] اما درباره قسمت دوم بهطور ویژه دلائلی استناد شده است: ۱٫ اجماع و اتفاق مسلمانان: همه فرقههای اسلامی اتفاق نظر دارند که در دین اسلام؛ زن باید در هنگام نماز؛ پوشش خاصی داشته باشد. [۳] ۲٫ روایات: روایاتی در این باب وارد شده که به تبیین لباس زن در هنگام نماز پرداخته است. در این روایات که به برخی از آنها اشاره میشود؛ احیاناً برای زن در این حالت، دو یا سه لباس شمردهاند که با توجه به نوع پوششی که لباسها ایجاد میکنند، میتوان نتیجه گرفت که، پوشش زن در حال نماز همان چیزی است که فقها از قدیم تا کنون به آن فتوا میدهند. از جمله این روایات؛ [۴] روایاتی است که در کتاب کافی آمده است: الف. امام باقر(ع) درباره لباس زن در نماز فرمود: «زن، در دِرع و مقنعه باید نماز بخواند، البته به شرطی که درع، نازک نباشد». [۵] درع در اصطلاح فقهی به پیراهن زن گفته میشود که نیم تنه بالا را میپوشاند که دو آستین هم دارد. [۶] مقنعه: همان «خِمار» است و خمار آن چیزی است که زن به وسیله آن، سر و موی خود را میپوشاند. [۷] و خداوند در آیهای که میآید، به زنان امر کرد تا خمار (مقنعه) را پشت سر نبندند، بلکه آنرا طوری استفاده کنند که زیر گلو و روی سینههایشان را نیز بگیرد. خداوند در قرآن کریم میفرماید: «و به زنان با ایمان بگو چشمهاى خود را (از نگاه هوسآلود) فروگیرند، و دامان خویش را حفظ کنند و زینت خود را -جز آن مقدار که نمایان است- آشکار ننمایند و (اطراف) روسرى(مقنعه)هاى خود را بر سینه خود افکنند (تا گردن و سینه آن پوشانده شود)، و زینت خود را آشکار نسازند مگر براى شوهرانشان، یا پدرانشان، یا پدر شوهرانشان، یا پسرانشان، یا پسران همسرانشان، یا برادرانشان، یا پسران برادرانشان، یا پسران خواهرانشان، یا زنان همکیششان …». [۸]، [۹] ب. ابن ابی یعفور از امام صادق(ع) نقل میکند: «زن در سه لباس نماز بگذارد: ازار(لنگ)، درع(پیراهن) و خمار(مقنعه) و اشکالی ندارد اگر خمار را مقنعه کند(یعنی دور سر و گردن بپیچد) و اگر این سه لباس را نداشت میتواند با دو لباس هم نماز را اقامه کند به این ترتیب که یکی را ازار (مانند دامن) کند و (پایین تنه را بپوشاند) و دیگری را مقنعه کند (و سر و بالا تنه را بپوشاند)». گفتم: اگر فقط درع و ملحفهای داشته و مقنعه ندارد[تکلیف چیست]؟ امام(ع) فرمود: «اشکالی ندارد؛ از ملحفه [۱۰] به عنوان مقنعه میتواند استفاده کند و اگر کفاف نکرد(یعنی با مقنعه درست کردن نتوانست پایین تنه را بپوشاند) از جهت طول؛ آن ملحفه را استفاده کند(تا هم سر پوشیده شود و هم پایین تنه)». [۱۱] ج. زراره از امام باقر(ع) پرسید: کمترین لباسی که زن میتواند در آن نماز بخواند چیست؟ امام باقر(ع) فرمود: «دِرع (پیراهن) و ملحفه؛ به طوری که از روی سر میاندازد تا تمام بدن را فرا گیرد». [۱۲] این چند روایت درباره وجوب پوشش زن؛ نشان دهنده وجود پوشش خاصی برای زنان در حال نماز است.
[۳]. بروجردی، حسین، تقریر بحث السید البروجردی، مقرر: اشتهاردی، شیخ علی پناه، ج ۱، ص ۶۷، دفتر انتشارات اسلامی، قم، ۱۴۱۶ق.
[۴]. فقها به این روایات در باب پوشش زن در نماز، استناد کردهاند. ر.ک: تقریر بحث السید البروجردی، ج ۱، ص ۶۷٫
[۵]. کلینی، محمد بن یعقوب، الکافی، محقق و مصحح: غفاری، علی اکبر، آخوندی، محمد، ج ۳، ص ۳۹۴، دار الکتب الإسلامیة، تهران، چاپ چهارم، ۱۴۰۷ق.
[۶]. «ثوب تجوب المرأة وسطه و تجعل له یدین، و تخیط فرجیه»؛ محمود عبدالرحمان، معجم المصطلحات و الألفاظ الفقهیة، ج ۲، ص ۷۹، دار الفضیلة، قاهره، ۱۴۱۹ق.
[۸] . «وَ قُلْ لِلْمُؤْمِناتِ یَغْضُضْنَ مِنْ أَبْصارِهِنَّ وَ یَحْفَظْنَ فُرُوجَهُنَّ وَ لا یُبْدینَ زینَتَهُنَّ إِلاَّ ما ظَهَرَ مِنْها وَ لْیَضْرِبْنَ بِخُمُرِهِنَّ عَلى جُیُوبِهِنَّ وَ لا یُبْدینَ زینَتَهُنَّ إِلاَّ لِبُعُولَتِهِنَّ أَوْ آبائِهِنَّ أَوْ آباءِ بُعُولَتِهِنَّ أَوْ أَبْنائِهِنَّ أَوْ أَبْناءِ بُعُولَتِهِنَّ أَوْ إِخْوانِهِنَّ أَوْ بَنی إِخْوانِهِنَّ أَوْ بَنی أَخَواتِهِنَّ أَوْ نِسائِهِن..» نور، ۳۱٫
[۹]. بر گرفته: «تفسیر آیه های ۳۰ و۳۱ سورۀ نور»، سؤال ۴۰۲۰٫
[۱۰]. در کلام عرب، ملحفه در ردیف جلباب و شوذر است که شوذر همان معرب چادر است که اصل و ریشه آن فارسی بوده و در عربی به شوذر تغییر یافته است. بنابراین، ملحفه؛ پارچه بزرگ و سرتاسری است که همچون چادر میتواند سر و تمام بدن را بپوشاند.
[۱۱]. «مُحَمَّدُ بْنُ یَحْیَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ الْحُسَیْنِ بْنِ سَعِیدٍ عَنْ عُثْمَانَ بْنِ عِیسَى عَنِ ابْنِ مُسْکَانَ عَنِ ابْنِ أَبِی یَعْفُورٍ قَالَ قَالَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ ع تُصَلِّی الْمَرْأَةُ فِی ثَلَاثَةِ أَثْوَابٍ إِزَارٍ وَ دِرْعٍ وَ خِمَارٍ وَ لَا یَضُرُّهَا بِأَنْ تُقَنِّعَ بِالْخِمَارِ فَإِنْ لَمْ تَجِدْ فَثَوْبَیْنِ تَتَّزِر بِأَحَدِهِمَا وَ تُقَنِّعُ بِالْآخَرِ قُلْتُ فَإِنْ کَانَ دِرْعٌ وَ مِلْحَفَةٌ لَیْسَ عَلَیْهَا مِقْنَعَةٌ فَقَالَ لَا بَأْسَ إِذَا تَقَنَّعَتْ بِالْمِلْحَفَةِ فَإِنْ لَمْ تَکْفِهَا فَلْتَلْبَسْهَا طُولًا»؛ الکافی، ج ۳، ص ۳۹۵ – ۳۹۶٫
[۱۲]. «الْحُسَیْنُ بْنُ سَعِیدٍ عَنِ ابْنِ أَبِی عُمَیْرٍ عَنْ عُمَرَ بْنِ أُذَیْنَةَ عَنْ زُرَارَةَ قَالَ سَأَلْتُ أَبَا جَعْفَرٍ(ع) عَنْ أَدْنَى مَا تُصَلِّی فِیهِ الْمَرْأَةُ قَالَ دِرْعٌ وَ مِلْحَفَةٌ فَتَنْشُرُهَا عَلَى رَأْسِهَا وَ تَتَجَلَّلُ بِهَا»؛ شیخ طوسی، تهذیب الأحکام، محقق و مصحح: موسوی خرسان، حسن، ج ۲، ص ۲۱۷، دار الکتب الإسلامیة، تهران، چاپ چهارم، ۱۴۰۷ق.
:: موضوعات مرتبط:
جوانان ,
تفکر و اندیشه ,
حجاب و عفاف ,
,
نوشته شده در جمعه 10 خرداد 1393
بازدید : 1293
نویسنده : حسن عباسی
|
|
اگر گرفتار به اصطلاح "عشق" شدی...

یكی از عواملی كه نقش بسیاری در روی آوردن جوانان، به ویژه دختران، به ارتباط با جنس مخالف دارد، كشش درونی و نیاز شدید به محبّت و فرار از تنهایی است.
نو جوان پس از رسیدن به سن بلوغ بر اساس نقشی كه طبیعت جسمانی بر عهده او گذاشته در خود احساس نیاز به شخص دیگر میكند، پس به طور طبیعی سرشار از تمایلات غریزی مس شود .پسر در پی كسی است كه خلاء و كمبود و نقصان خویش را با وجودش كامل نماید و تكیه گاه و مشوّقی را میجوید كه در درون او حضور یابد و احساس تنهاییاش را از درون برطرف سازد.
دختر نیز در ساختار وجودی متمایل به مرد آفریده شده و به دنبال تكیه گاه محكمی است كه در فراز و نشیب زندگی یار و یاورش باشد او طالب آن است كه توجه مرد را به شخصیت و موقعیت عاطفی و ابعاد وجودی خود جلب نماید.
این نیازمندیها كه در سرشت بشر نهاده شده از اسرار حكمت الهی است، نكته اساسی، بسترسازی مناسب برای پاسخ گویی به آن بوده تا دختر و پسر در مسیر زندگی تكاملی خویش، شادمانه و سرافراز از این میدان گذشته و در فردایی روشن، خود را در كانونی گرم و سرشار از عشق و صفا ببینند.
دختر و پسری كه احساسات و عواطف آنها در درون خانواده ارضا نشود، به نیازشان به محبت و مهربانی توجه نشود و در جمع خانوادگی احساس غربت كنند طعمههای آمادهای برای افراد فرصت طلب و سودجو میباشند و كسانی كه با دوری از خانواده احساس تنهایی كنند نیز با توجه به نیازهای درونی به راحتی به این وادی كشیده میشوند.
حال کمی درنگ کنید
آیا واقعا می توان عشق و علاقه ابراز شده در کوچه و برزن را عشق و علاقه ی حقیقی قلمداد نمود و بر آن اعتماد کرد؟
آیا این اندیشه درست است که عشق و رابطه بین دختر و پسر یك عشق حقیقی است و نباید مانع این روابط شد؟ ...
لطفا برای مطالعه ی کامل به ادامه مطلب رجوع شود!
:: موضوعات مرتبط:
جوانان ,
تفکر و اندیشه ,
حجاب و عفاف ,
زندگی مشترک ,
,
نوشته شده در جمعه 12 خرداد 1393
بازدید : 1234
نویسنده : حسن عباسی
|
|
شاید یکی از پررنگ ترین دغدغه های دخترانی که به نیت ازدواج با کسی آشنا می شوند، این باشد که حد مرز روابط را چطور تعیین کنند؟ وقتی طرف مقابلشان تو زرد از آب در می آید و درخواست نامشروعی از آنها دارد، چطور مقاومت کنند و رابطه را به پایان ببرند؟ چه کنند که طرف مقابل را قانع کنند و در مقابل دام هایی که برایشان پهن شده چه جوابی بدهند؟
تحقیقات نشان داده که بسیاری از افراد، به این خاطر خویشتن داری را از دست می دهند که نمی توانند در برابر فشار روانی تقاضا برای ارتباط جنسی از طرف مقابل مقاومت کنند و با جدیت و صراحت نه بگویند. در این مواقع به احتمال زیاد طرف مقابل شما با زبان چرب و نرم حرف هایی می زند که ممکن است شما را به فکر فرو برد اما اگر از قبل برای هر کدام از این حرف ها جوابی آماده داشته باشید، می توانید به راحتی از دام ها فرار کنید.
می گوید: لمس کردن یکدیگر باعث رشد انسان هاست.
بگو: تو باید رشد کنی و اطلاعاتت را بیشتر کنی. من آن قدر پخته هستم که بدانم این کار، آرامش من و برنامه هایم (برای آینده) را خراب می کند.
می گوید:...
لطفا برای مطالعه ب کامل به ادامه ی مطلب رجوع بفرمایید!
:: موضوعات مرتبط:
جوانان ,
تفکر و اندیشه ,
حجاب و عفاف ,
,
نوشته شده در جمعه 11 خرداد 1393
بازدید : 872
نویسنده : حسن عباسی
|
|
نوشته شده در جمعه 9 خرداد 1393
بازدید : 1246
نویسنده : حسن عباسی
|
|
نوشته شده در دو شنبه 6 خرداد 1393
بازدید : 918
نویسنده : حسن عباسی
|
|

دخترهای بسیاری هستند که به قصد ازدواج با پسری که به آنها ابراز علاقه میکند، آشنا میشوند و وقتی حس میکنند رابطه عشقی آنها دوطرفه است، ناگهان میفهمند رودست خوردهاند و طرف مقابل فقط قصد داشته احساسات او را به بازی بگیرد. دختری می گوید" تا به حال سه مورد اینچنینی برای من اتفاق افتاده است. اولی در دوران دبیرستان بود که حس کردم خام بودن من باعث شده که آن پسر را نشناسم. بعد از آن در دوره دانشگاه به پسری که دو ترم از من بالاتر بود دلبسته شدم و به او و حرفهای عاشقانهای که میزد، اعتماد کردم اما خیلی اتفاقی فهمیدم که او این رفتار را با دو دختر دیگر هم دارد و به خاطر رابطه چندماههای که داشتیم آنقدر سرخورده شدم که چند واحد درسیام را افتادم و مدتی افسرده شدم. حالا هم که 26 ساله هستم و در یک شرکت کامپیوتری کار میکنم با یکی از همکارانم که در بخش دیگری مشغول است، دوست شدهام. او میگوید تمایل دارد فعلا با من فقط دوست باشد و اگر شرایط ازدواج مهیا شد شاید ازدواج کنیم. نمیدانم باید چه کار کنم؟ اگر به او اهمیت ندهم، شاید دیگر به چنین موقعیتی برنخورم و بعدها افسوس بخورم اما از طرفی میترسم که او نیز مثل قبلیها با احساساتام بازی کند و دستآخر هم از ازدواج طفره برود. کاملا گیج شدهام و نمیتوانم تصمیم بگیرم..."
دکتر بدریسادات بهرامی روانشناس و مشاور
یکی از نیازهای اساسی ما آدمها نیاز به دوست داشته شدن و دوست داشتن است. اگر نتوانیم کسی را دوست بداریم، از سلامت روانی فاصله داریم. به دلیل اهمیت این نیاز، فرد تامینکننده آن نیاز میتواند در ما تاثیر فراوانی بگذارد و گویا کمندی نامریی بر گردن ما بیندازد و ما را دنبال خود بکشاند. بنابراین ما در هر نوع رابطه عاطفی که قرار بگیریم، به درجاتی وابستگیهای عاطفیروانی را تجربه خواهیم کرد. البته میزان وابستگی در کسانی که خلأهای عاطفیروانی را از گذشته داشته باشند عمیقتر و سریعتر خواهد بود. آنچه اهمیت دارد این است که ماهیت رابطه داشتن به خاطر جذابیتهایی که دارد ما را به خود وابسته میکند.
وقتی شاهد ابراز علاقه کسی نسبت به خود هستیم و یا در رفتار و گفتار او میبینیم که دوستمان دارد، احساس ارزشمندی در ما تقویت میشود. برعکس، وقتی میبینیم کسی دوستمان ندارد و یا از رابطهای که با ما دارد، خارج میشود؛ اولین موضوعی که باعث آسیب روانی ما میشود، احساس بیارزشی است.
اگر در شما هیچ وابستگی ایجاد نشود و بیاهمیت پس از پایان یک دوستی، همه چیز را فراموش کنید و انگار نه انگار، از کنار آن بگذرید، واقعا جای نگرانی دارد و باید برای این مشکلی که دارید تحت بررسی قرار بگیرید. به طور کلی، وقتی شاهد ابراز علاقه کسی نسبت به خود هستیم و یا در رفتار و گفتار او میبینیم که دوستمان دارد، احساس ارزشمندی در ما تقویت میشود. برعکس، وقتی میبینیم کسی دوستمان ندارد و یا از رابطهای که با ما دارد، خارج میشود؛ اولین موضوعی که باعث آسیب روانی ما میشود، احساس بیارزشی است.
یکی از مسیرهایی که دو فرد را در یک رابطه عاطفی قرار داده و ممکن است عوارضی را برای هر دو به وجود آورد دوستی های دختر و پسر است. شاید تنها راهی که بتوان با آن به این دختر و پسرها کمک کرد آن است که انواع رابطهها را برایشان تعریف کنیم تا با شناسایی تغییر رفتارهای خود بتوانند بر اوضاع مسلط شوند. میتوانند به این موضوع فکر کنند که چهطور رفتار کنند تا کسی نتواند احساسات و عواطف آنها را به بازی بگیرد.
چرا بعضیها با احساسات دیگران بازی میکنند؟

وقتی کسی آنچه در درونش نیست را به شما منتقل کند، در واقع عواطف شما را به بازی گرفته است. در این بازی، هر یک از دوطرف که آگاهانه بازی را شروع می کنند در جستجوی یک رابطه جدی و هدفمند نیستند اما وانمود میکنند لبریز از عشق و عاطفهاند و احساس خوشایندی به هم دارند. آنها به دروغ با بیان الفاظی محبتآمیز و کلیشهای قصد دارند احساسات طرف مقابل را به بازی بگیرند. زیربنای این بازی شاید امری طبیعی و بیولوژیک باشد و به نوعی کشش درونی برای رسیدن به ازدواج تعبیر شود اما آنها یکدیگر را به بازی میگیرند. برخی معتقدند در صورت سلامت نفس طرفین و وجود انگیزههای سالم و غیرفریبکارانه این بازی حرکت به سوی رفتارهای پخته و آمادگی برای ازدواج است. شک دارم که تا به حال، برخی الفاظی را که توسط برخی دختر و پسرهای جوان به کار برده میشود نشنیده باشید: «طرف را به تور انداختم... مخ طرف را زدم...» اما وقتی در مورد به کار گرفتن دروغین الفاظ محبتآمیزی که قاعدتا در عشقهای واقعی رد و بدل میشود از این جوانها میپرسم، در توجیه رفتار خود میگویند: «اینها را میگم چون عادتمه؛ چون قاعده بازی همینه. اگر من نگم، دیگری میگه و خلاصه من قوانین بازی را بلدم...»
پسرهایی که وارد زندگی یگانه "دختر مذکور" شدهاند دچار مشکلات روانی نبودهاند اما آنها قوانین بازی فریبکارانه را از همسالان خود آموخته و میدانستند چهطور باید رفتار کنند تا بتوانند احساسات او را به بازی بگیرند. دو دختری که در دانشکده با آن پسر رابطه داشتهاند نیز میدانستند چهطور باید حرکتهای مقابل او را انجام دهند تا رودست نخورند. این دختر و پسرها دنبال رابطههای ابزاری و یا دوستی ساده و شاید هم رابطهای حمایتی باشند و به هر جهت، خواهان رابطهای عاشقانه و به قصد تشکیل خانواده نیستند.
اگر حتی میدانیدقرار است با خواستگار خود آشنا شوید و هدف هر دو شما ازدواج است، باز هم نباید چنان در فاز عاطفی غرق شوید که وابستگی شدید مانع از محک زدن منطقی او و شرایطش شود.
درس دوم اینکه اگر حتی میدانیدقرار است با خواستگار خود آشنا شوید و هدف هر دو شما ازدواج است، باز هم نباید چنان در فاز عاطفی غرق شوید که وابستگی شدید مانع از محک زدن منطقی او و شرایطش شود. چه بسا جواب شما در نهایت به درخواست او منفی باشد، پس نباید کاری کنید که زمینه بازی با عواطفتان فراهم شود و اگر روزی خواستید به هر دلیلی این رابطه را ختم کنید و او را مورد مناسب ازدواج ندانستید، نباید کارتان به مراکز اعصاب و روان بکشد و یا در کنج خانه افسردگی بگیرید یا متقابلا چنین مشکلاتی را برای او ایجاد کنید.
به یاد داشتهباشید که رعایت حدود شرعی و اخلاقی لازمه حفظ سلامت شما و طرف مقابل شماست. مثلا اگر میبینید به سمت وابسته شدن در حرکتاید و مغز شما در حال شرطی شدن و دریافت تغذیه عاطفی از اوست و یا آنقدر احساساتی هستید که با شنیدن کلمات عاشقانه از او بین زمین و آسمان معلق میمانید، باید هوشیارانه عمل کنید. گاهی موبایلتان را خاموش کنید و یا به او بگویید دیگر نباید از این کلمات استفاده کند، وگرنه به تماسهایش پاسخ نمیدهید.
هفته نامه سلامت
تنظیم برای تبیان : کهتری
:: موضوعات مرتبط:
جوانان ,
تفکر و اندیشه ,
حجاب و عفاف ,
زندگی مشترک ,
,
نوشته شده در دو شنبه 9 خرداد 1393
بازدید : 1195
نویسنده : حسن عباسی
|
|
شرمنده ی نگاه تو هستم نگاه کن
یکبار هم نگاه به اعماق چاه کن
ما غرق در گناه شدیم و نیامدی
آقا بیا دوباره مرا بی گناه کن
آقا مرا کنار خودت جای می دهی؟
لطفی بزرگ در حق این روسیاه کن
یک روز، نه! ثانیه ای، لحظه ای فقط
چشم مرا مسیر قدمهای ماه کن
آقا زمین شلوغ شده، گم شدم، بیا
فکری به حال گمشده ی بی پناه کن
آقا فدای چشم تو، چشمان خیس من
شرمنده ی نگاه تو هستم نگاه کن...
:: موضوعات مرتبط:
,
,
ولایت فقیه ,
جوانان ,
تفکر و اندیشه ,
حجاب و عفاف ,
,
نوشته شده در یک شنبه 27 ارديبهشت 1393
بازدید : 1136
نویسنده : حسن عباسی
|
|
درس زندگی
زاهدی گوید: جواب چهار نفر مرا سخت تکان داد.
اول؛ مرد فاسدی از کنار من گذشت و من گوشه لباسم را جمع کردم تا به او نخورد. او گفت: ای شیخ خدا میداند که فردا حال ما چه خواهد بود!
دوم؛ مستی دیدم که افتان و خیزان راه میرفت. به او گفتم قدم ثابت بردار تا نیفتی. گفت: تو با این همه ادعا قدم ثابت کردهای؟
سوم؛ کودکی دیدم که چراغی در دست داشت. گفتم: این روشنایی را از کجا آوردهای؟ کودک چراغ را فوت کرد و آن را خاموش ساخت و گفت: تو که شیخ شهری بگو که این روشنایی کجا رفت؟
چهارم؛ زنی بسیار زیبا که در حال خشم از شوهرش شکایت میکرد. گفتم: اول رویت را بپوشان بعد با من حرف بزن. گفت: من که غرق خواهش دنیا هستم چنان از خود بیخود شدهام که از خود خبرم نیست تو چگونه غرق محبت خالقی که از نگاهی بیم داری؟
:: موضوعات مرتبط:
جوانان ,
تفکر و اندیشه ,
حجاب و عفاف ,
زندگی مشترک ,
,
نوشته شده در جمعه 19 ارديبهشت 1393
بازدید : 1167
نویسنده : حسن عباسی
|
|
خدا پشت پنجره ایستاده
گذشته شما هرچی که باشه، هرکاری که کرده باشید.. هرکاری که شیطان دایم اون رو به رختون میکشه ( دروغ، تقلب، ترس، عادتهای بد، نفرت، عصبانیت، تلخی و...) هرچی که هست... باید بدونید که خدا کنار پنجره ایستاه بوده و همه چیز رو دیده.
همه زندگیتون ، همه کاراتون رو دیده.
اون میخواد که شما بدونید که دوستتون داره و شما رو بخشیده... فقط میخواد ببینه تا کی به شیطان اجازه میدید به خاطر این کارا شما رو در خدمت بگیره!
بهترین چیز درباره خدا اینه که هر وقت ازش طلب بخشایش میکنید نه تنها میبخشه بلکه فراموش هم میکنه.
همیشه به خاطر داشته باشید: *خدا پشت پنجره ایستاده*
:: موضوعات مرتبط:
جوانان ,
تفکر و اندیشه ,
حجاب و عفاف ,
,
نوشته شده در یک شنبه 31 فروردين 1393
بازدید : 1117
نویسنده : حسن عباسی
|
|
میلاد فرخنده و با سعادت اسوه تمام عیار مکارم و قله رفیع فضائل صدیقه کبری ، حضرت فاطمه زهرا (سلام الله علیها) هفته ی بزرگداشت مقام زن و روز مادر را به همه مادران تبریک و تهنیت میگوئیم . . .
:: موضوعات مرتبط:
جوانان ,
حجاب و عفاف ,
,
نوشته شده در دو شنبه 15 فروردين 1393
بازدید : 1293
نویسنده : حسن عباسی
|
|
برگرد که بر بهارمان میخندند
یک عده به حال زارمان میخندند
انقدر نبودنت به طول انجامید
دارند به انتظارمان میخندند
(اللهم عجل الولیک الفرج)
:: موضوعات مرتبط:
ولایت فقیه ,
جوانان ,
تفکر و اندیشه ,
حجاب و عفاف ,
,
نوشته شده در دو شنبه 18 فروردين 1393
بازدید : 1952
نویسنده : حسن عباسی
|
|
(قرآن)در مورد حجاب میگوید:حجاب عبارت است از احترام گذاردن و حرمت قائل شدن برای زن که نامحرمان او را از دید حیوانی ننگرند...حرمت زن نه اختصاص به خود زن دارد،نه شوهر و نه ویژه برادر و فرزندانش است. همه اینها اگر رضایت بدهند، قرآن راضی نخواهد بود چون حرمت زن و حیثیت زن به عنوان حق الله مطرح است، و خدای سبحان،زن را با سرمایه عاظفه آفرید»
و البته توجه به این گفته ی شهید مطهری که در کتاب مسئله ی حجاب اینطور ذکر میکنند: «گروهی از مسلملنان ادعا دارند حجاب وسیله ای برای محدود کردن زن به خانه نیست بلکه حجاب وسیله ای برای حضور سالم زن در اجتماع است،...اگر بی حجابی تمدن است پس حیوانها از همه متمدن تر هستند.علت اینکه در اسلام دستور پوشش اختصاص به زنان یافته این است که میل به خود نمائی و خودآرائی مخصوص زنان است.از نظر تصاحب قلبها و دلها مرد شکار و زن شکارچی،و هچنان که از نظر تصاحب جسم و تن،زن شکار است و مرد شکار چی. میل زن به خودآرائی از این حس شکارچیگری او ناشی میشود ...این زن است که به حکم طبیعت خاص خود دلبری کند لهذا انحراف تبرج و برهنگی از انحرافهای مخصوص زنان است و دستور پوششهم برای آنان مقرر گردیده است»
اما نه اینطور...
با پوشش هایی که به آن میگویند "مـُــد"
به چه قیمت؟؟دلرباییِ اینگونه؟؟؟
به ذات هم کاری نداریم،ذاتت خوب ،اما دلِ پسرمردم چه؟؟؟
نه تمام چادری ها خوبن (یعنی هستن کسانی که حرمتِ چــادر رونگه نداشتن)
و نه میتونیم به بانوانِ مانتو پوش و بی چادرمون بگیم بدحجاب،یا بی حجاب امــا
اما ما قصد بر معرفی کردن حجاب، پوشش برتر رو داریم.
آیت الله قرائتی درمورد حجاب این چنین میگویند:
شما جنس مرغوب را در کادو مى پیچید، روى تلویزیون پارچه مى اندازید،
کتاب قیمتى را جلد مى کنید، طلا و جواهرات را ساده در دسترس قرار نمى دهید.
بنابر این جلد وحجاب نشانه ارزش است.
خداوند براى چشم که ظریف است و خطرات آنرا تهدید مى کند،حجاب قرار داده
حجاب باعث تمرکز فکر مردان که بخش عمده تولید جامعه به دست آنان است مى گردد.
در کشورهایى که بى حجاب است نظام خانواده از هم گسسته و آمار طلاق غوغا مى کند.
اسلام به خاطر حفظ حیا، کرامت و جلال ، جلوگیرى از تشتّت و هوسبازى و گسستن نظام خانواده حجاب را واجب فرموده.
درکنار تمام اینها با کمال تاسف مطالب و عکسهایی دیدم از پوشش جوانان امروزیمان؛...
داستانهای سریالی از "ساپورت پوش ها" و...
شهدا شرمنده ایم....
حالا با این تفاسیر که حجاب اثر مثبتش توی خانواده و روح و روان خودمون هست ،
با اینکه میدونیم با حجاب بودن مصونیت هست؛
با تمام اینها ،این بی حجابی ها،این بدپوششی ها اینا از کجا نشات میگیره؟؟
تمام این دخترو پسرهای که توی جامعه هستن با این پوشش ها ،از هم کلاسی ها و هم محله ای های خودمونن....
از مریخ که نیومدن پس چرا؟؟کجا کوتاهی شد؟؟
:: موضوعات مرتبط:
تفکر و اندیشه ,
حجاب و عفاف ,
,
نوشته شده در دو شنبه 18 فروردين 1393
بازدید : 1401
نویسنده : حسن عباسی
|
|
وقتی در باز است...
داری داخل یک کوچه طولانی راه می روی، چپ و راستت خانه های جور و واجور، درهای مختلف با انواع رنگ ها، حیاط های بزرگ و کوچک، حوض و پله و باغچه و ... اما تو از کجا فهمیدی خانه ای که داری می بینی بزرگ است یا کوچک؟ اصلاً تو که نمی بینی حیاطش را ... تو داخل کوچه هستی و تنها چیزی که می توانی ببینی در است ... در هایی که بعضی طرح دارند و بعضی ساده، بعضی رنگی و تر و تازه، بعضی زنگ زده و زهوار در رفته، ... همینطور که داری به راهت ادامه می دهی، می رسی به خانه ای که درش باز است... تازه اگرخودت هم نخواهی از سر کنجکاوی هم که شده، باز هم سرت را می چرخانی و همانطور که داری رد می شوی، داخلش سرکی می کشی و بعد اگر کنجکاوی ات ولت کرد به راهت ادامه می دهی... فکرت مشغول می شود به حیاط و حوض و باغچه و... آری در باز بود و توانستی داخل خانه را ببینی اما اگر در بسته باشد چه ؟؟؟باز هم می توانی ؟؟؟معلوم است که نه.اصلاً اگر آنقدر جلوی در بایستی تا علف زیر پایت سبز بشود هم نمی توانی ببینی چه خبر است در خانه. اصلاً وقتی در بسته باشد همینطور رد می شوی و می روی و هیچ چیز این خانه توجه تو را جلب نمی کند چه رسد به اینکه بخواهی داخلش را ببینی. خلاصه کم کم به انتهای کوچه می رسی و داخل چند تایی از خانه ها را می بینی که در هاشان باز است، بعد می رسی به خیابان.
وارد پیاده رو می شوی و شروع می کنی به قدم زدن. آنطرف تر چند جوان را می بینی که از کنار همه بی تفاوت رد می شوند و می گذرند ولی وقتی به بعضی ها می رسند جور دیگری رد می شوند، شاید چیزی، حرفی، متلکی هم می پرانند. از خودت می پرسی چرا؟ چرا فقط به بعضی ها جور دیگری نگاه می کنند؟؟ چرا فقط به بعضی ها متلک می گویند؟؟؟چرا فقط بعضی ها را اذیت می کنند؟؟؟؟

:: موضوعات مرتبط:
تفکر و اندیشه ,
حجاب و عفاف ,
,
نوشته شده در دو شنبه 18 فروردين 1393
بازدید : 2296
نویسنده : حسن عباسی
|
|
گاهی چادرم خاکی می شود...!
چادر مشکی ام از در و دیوار شهر خاکی می شود...!
از نگاه های طعنه آمیز خاکی می شود...!
از حرف های سیاه خاکی می شود...!
وگاهی چادرم را خودم خاکی می کنم...!
چادرم را می شویم تا غبار شهر را از رویش پاک کنم...!
تا سنگینی نگاه ها را پاک کنم ...!
باهمه ی این حرفها،چادرخاکی ام راباتمام وجودم،دوست دارم...
وآن رابا افتخار،به سرمیکنم،بیادچادرخاکی مادرم زهرا(س)دربین کوچه های غریب مدینه...

:: موضوعات مرتبط:
جوانان ,
حجاب و عفاف ,
,
نوشته شده در دو شنبه 18 فروردين 1393
بازدید : 1185
نویسنده : حسن عباسی
|
|
بانوی خوبم!
فلسفـه حجاب تنها به گنـاه نیفتـادن مردهـا نیست!
که اگر چنین بود، چرا خدا تو را با حجـاب کامل به حضور میطلبد در عاشقانه ترین عبادتت؟؟؟
جنـس تو با حیـا خلق شده و خدا میخواهد تو را ببیند!!!
خودِ خودِ تو را!!!
در زیبا ترین حالت!
در ناب ترین زمان!
حیـا سرمایه توست !
حیا مایه حیات توست!
نه تنها دارویی برای حفظ سلامت مردان شَهرَت!

:: موضوعات مرتبط:
حجاب و عفاف ,
,
نوشته شده در دو شنبه 18 فروردين 1393
بازدید : 2037
نویسنده : حسن عباسی
|
|

چادر و مقنعه ای که قامت کوچـــک.چهــره ی نجیب دخترکــان معصوم
را می آراید تار و پـــود حجاب و متانت در بزرگســـالی است.
نهال عشق به حجـــاب و عفت را از کودکـــی در دل فرزندانمان بکاریم
تا در بزرگــــی ثمر دهد.
انشاالله
:: موضوعات مرتبط:
تفکر و اندیشه ,
حجاب و عفاف ,
,
نوشته شده در چهار شنبه 16 مرداد 1393
بازدید : 894
نویسنده : حسن عباسی
|
|
این رسم ازلی و ابدی ماست، که دعا کنیم، برای زخمی از جنس هم، من برای تو... و تو برای من!
فردا ( جمعه ) امتحان سرنوشت سازی دارم از همه
دوستانی که این مطلب میبینن تقاضا دارم لطفا دعایم
بفرمایید اگر مصلحت بنده در این باشد قبول شوم.
:: موضوعات مرتبط:
ولایت فقیه ,
جوانان ,
تفکر و اندیشه ,
حجاب و عفاف ,
,
نوشته شده در چهار شنبه 31 مرداد 1393
بازدید : 872
نویسنده : حسن عباسی
|
|
شهادت ششمین نور از انوار الهی حضرتامام جعفر صادق (ع) پایگزار مذهب شیعه را خدمت شما و همه ی مسلمین بخصوص شیعیان تسلیت عرض می کنیم .

یکی از آخرین وصایای امام همام تأکید بر نماز است. بطوریکه فرموده اند :شفاعت ما به کسی که نماز را سبک بشمارد نخواهد رسید.
امام صادق (ع) : کسی که میخواهد بدون داشتن ایل و تبار،عزتمند و بی آنکه مالی داشته باشد بینیاز و بدون قدرتی خواص با هیبت باشد،از ذلت معصیت خدا به عزت طاعت او در آید"
التماس دعا
:: موضوعات مرتبط:
ولایت فقیه ,
جوانان ,
تفکر و اندیشه ,
حجاب و عفاف ,
زندگی مشترک ,
تحدید نسل ,
,
|
|
|